شب آرامی بود
میروم در ایوان، تا بپرسم از خود
زندگی یعنی چه؟
با خودم میگفتم:
زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
زندگی، وزن نگاهی است که در خاطره ها میماند
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت
زندگی درک همین اکنون است
زندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی
آخرین فرصت همراهی با، امید است
زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندیست
زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند
چای مادر، که مرا گرم نمود
نان خواهر، که به ماهی ها داد
زندگی شاید آن لبخندیست که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات است میان دو سکوت
زندگی، خاطره امدن و رفتن ماست
لحظه امدن و رفتن ما تنهایی ست
من دلم میخواهد
قدر این خاطره را دریابیم…
جناب آقای جواد آغاسی تولد واژه ای ست در پی معنا شدن
مفهومی است در تب و تاب رسیدن تولد گاه بهانه ای ست برای دلتنگ خود شدن
شانه ای ست برای جستجوی خویش تولد گاهی بهانه ای ست برای یک جمع دوستانه
برای چند لحظه با هم خندیدن برای خرید یک شاخه گل
برای جاری شدن یک قطره اشک و کشیدن آهی از سر دلتنگی
تولد علاقه ای ست پر معنا در سر رسید زندگی ما
گاه بهانه ای ست برای نوشتن یک متن یا سرودن یک شعر
تولد گاه بهانه ای ست برای فریاد بودن
رهایی از پیله تنهایی
و اندکی به دنبال خود گشتن
تولد مفهومی ست ناپیوسته در زندگی امروز ما
و تولد بهانه ای ست برای نوشتن یک متن با دستان من
برای تشکر از خوبانی که مهرشان ماندنی ست …
هئیت کوهنوردی و صعودهای ورزشی شهرستان ری با زبانی که سرشار از شادی است زاد روزتان را تبریک می گوید و زندگی را چنانچه میخواهید برای شما شاد و پر برکت آرزومند است. خانه ایی آرام و اشتیاقی پر صداقت همراه با کاغذهای سپید و مدادهای تراشیده و از پیش آماده شده برای شروعی تازه.
به تاریخ 1403/12/02 جناب آقای جواد آغاسی مینویسیم تا بماند به یادگار
و چه زیباست رسیدن دوباره به روززیبای آغاز تنفس
و چه اندازه عجیب است ابتدای بودن!
و چه اندازه شیرین است امروز …
روز میلاد شما
روزی که شما آغاز شدی
جناب آقای جواد آغاسی به تاریخ 1403/12/02 از طرف هئیت کوهنوردی و صعودهای ورزشی شهرستان ری زاد روز تولد شما را تبریک میگوییم.